شیرین زبانی

روزی مادر برای امام حسین (ع) صندلی آورد و امام حسین (ع) را بر آن نشاند و فرمود : « خوب پسر جان ! حالا مثل پدرم موعظه کن » او هم آنچه را که رسول خدا در مسجد فرموده بود با همان شیرین زبانی بازگو کرد .

وقتی رسول خدا برای دیدن دخترش به خانه ی آنها آمد . حضرت زهرا ( س) شیرین زبانی امام حسین (ع) را برای پدرش تعریف کرد و پیامبر (ص) را علاقمند شنیدن صحبت های امام حسین (ع) نمود . پیامبر فرمود :ـ فکر می کنم حسین با دیدن من خجالت بکشد .»

بنابراین قرار شد پیامبر در جایی مخفی شود و آن وقت از امام حسین (ع) بخواهند مانند پیامبر (ص) سخن بگوید و موعظه کند .

پیامبر پشت پرده پنهان شد و امام حسین (ع) شروع به سخنرانی کرد . اما بر خلاف همیشه دچار لکنت زبان شد . او که متوجه تعجب مادر شده بود گفت : « مادر جان تعجب نکن . اگر زبان در دهانم نمی چرخد برای این است که در پشت پرده شخصی پنهان شده است که اگر تمام سخنوران عالم جمع شوند در پیش او زبانشان بند می آید .»

پیامبر با شنیدن این سخن از پشت پرده در آمد و امام حسین (ع) را در آغوش گرفت و دستش را زیر چانه ی اما حسین(ع) برد و دو سه مرتبه بر لبهای شیرین زبانش بوسه زد و فرمود : « بابا به قربان شیرین زبانیت برود . »

خدایا ! خوشحالم که امامانی به این مهربانی دارم و دعا می کنم که هر چه زودتر امام زمان (عج) بیاید تا او را از نزدیک ببینم , چون من خیلی آقا را دوست دارم .

/ 3 نظر / 11 بازدید
سارا هستم

سلام احسنت... بسیار سپاس. موفق باشید. یاعلی

سلیاک

انجمن ایرانی سلیاک خانه ی امید بیماران مبتلا به سلیاک است بلاگر عزیز آمده ایم تا اندکی از مشکلات بیماران سلیاک را بکاهیم در صورت تمایل کمک کنید تا در فضای مجازی بیماران و خانواده های آنها از وجود محصولات غذایی بدون گلوتن که انجمن سلیاک موفق به تهیه آن شده خبر دار شوند و شما هم سهمی در این راه خیر داشته باشید به ما سر بزنید و اطلاع رسانی کنید یا علی

فاطمه

زیبا بودمن همه ی امامان رودوست دارم ولی امام حسین روبیشتر حالا یه قدم بهشون نزدیک تر شدم[گل]