کفشدوزک

کفشدوزک

http://thumbs.gograph.com/gg61011109.jpg

 

 

مشغول گفتگو بود

کفاش در مغازه

او داشت حرف می زد

با یک رفیق تازه:

 

سرگرم کار هستیم

از صبح زود با هم

همکارهای خوبی

ما می‌شویم کم کم


هم چرم‌ها قشنگند

هم میخ‌های نوک‌تیز

دست تو خون نیاید

 

ای کفشدوزک ریز!

 

هورا! تمام کردیم

کفش هزارپا را

یک وقت کم نباشد!

بشمار کفش‌ها را

/ 0 نظر / 10 بازدید