سجده ی بزغاله

در همان لحظه , امام کاظم (ع) (که کودکی خرد سال بود ) به اتاق آمد , صفوان به صورت امام کاظم (ع) نگاه کرد . کودکی بسیار زیبا و نورانی بود . کودک بزغاله ای در آغوش گرفته بود و پوست پشمالو و سفیدش را نوازش می کرد و در حالی که سعی می کرد پاهایش را خم کند , به بزغاله گفت : « خدایت را سجده کن ! »

امام صادق (ع) فرزندش را در آغوش گرفت و صورتش را بوسید و گفت : « پدر و مادرم به فدایش باد که کار بیهوده نمی کند .»

کودک خندید و صفوان از فهم وکمال کودک در شگفتی ماند .

 

ای خدای مهربان!

مادرم می گوید خدا تنها کسی است که حتی وقتی ما کار بد می کنیم هم دوستمان دارد و منتظر توبه و برگشتن ما است .

ای خدا!

ممنونم که اینقدر ما را دوست داری و فرصت های خوب را در اختیار ما می گذاری تا با خواندن داستان زندگی امامان با آنها آشنا شویم .

/ 0 نظر / 9 بازدید