یک دانه گردو

یک دانه گردو

مادربه من داد

رفتن به ایوان

ازدستم افتاد

آقا کلاغه

تا دیدآن را

آمد به ایوان

دزدید آن را

رفتم به سویش

باداد و فریاد

من غصه خوردم

اوخنده سر داد

وقتی صدایم

پیش پدر رفت

آقا کلاغه

ترسید ودر  رفت

/ 1 نظر / 10 بازدید
قالب

واقعا وبلاگ خوبی داری ولی ... !؟ بهتره یه کم جذاب ترشه قالبش پیشنهاد من از این سایت قالب بگیر تازه قرعه کشی روزانه هم داره http://foorush.ir/thems.thtml